بدون همآغوشی

بدون هم‌آغوشی، ماجرای سفر شگفت انگیزی ست با دوچرخه به اعماق طبیعت.

این داستانی ست درباره هوس و تمنا، ترس، عشق، تنهایی و هنر که به لایه‌های پنهانی از روابط انسانی سفر می‌کند. داستان زن و مردی که آرام آرام در ذهن یکدیگر عریان می‌شوند و واقعیت‌ها شان آشکار می‌شود.

این داستان بلند و دنباله دار را می‌توانید ایـــــنــــــــجا در صفحه‌ی رادیو ایرانمهر در شنوتو بشنوید

جنگل ابر

جنگل ابر داستانی درباره‌ی روابط پیچیده‌ی انسانی.

این داستان بر محور این جمله‌ی کلیدی ساخته شده است:

ما در زندگی تنها یک رابطه داریم که گاه آن را با آدم‌های مختلف ادامه می‌دهیم. رابطه‌ی آدم‌ها در زندگی شان هیچ وقت تمام نمی‌شود، بلکه از جایی دیگر، با کسی دیگر ادامه می‌یابد. زندگی و عواطف ما امتداد احساس آدم‌هایی است که شاید هرگز ندیده باشیم.زندگی ما چون ابر از میان هم می گذرد.

این داستان مردی ست که بعد از جدایی در هتل زندگی می کند درست روزی که متوجه تغییراتی در بدن خود می‌شود با دختر زیتونی رنگ عجیبی آشنا می‌شود که انگار از مدت‌ها پیش او را می‌شناخته و زیر نظر گرفته بوده است. جنگل ابر داستانی است از کتاب (بارون ساز) که در نشر چشمه منتشر شده است. این کتاب را می‌توانید به راحتی از سایت نشر چشمه تهیه کنید.

لینک بازدید و تهیه کتاب

چه عجیب است وقتی هر دو می‌فهمید سال‌ها پیش از این که هم دیگر را بشناسید و دوست بدارید درون زندگی هم حضور داشته اید. مهتاب زیبا ترین لحظه های زندگیش را در همان اتاق‌های رو به دریا گذرانده بود که مرد ساخت. مردی که آن صبح با زنش حرف می زد هرگز نخواد فهمید چگونه زندگی مردی دیگر را نجات داده است. مثل آن کارگردان کانادایی که هرگز نخواهد فهمید لذت زندگی در کنار نازنین را مدیون مردی در ایران است و خوشبختی شان به بهای ویرانی یک زندگی دیگر تمام شده است. زندگی همه ی ما چون سایه از میان هم می گذرد

بخشی از متن داستان.

نسخه ی صوتی این داستان را می‌توانید در صفحه ی رادیو ایرانمهر در شنوتو یا کانال تلگرامی بشنوید:

https://shenoto.com/album/40399?lang=fa

زندگی و زمانه‌ی کوروش

همه‌ی ما به کوروش نوعی حساسیت داریم. بیش‌تر مان او را به عنوان بنیان‌گذار امپراتوری بزرگ هخامنشی و پدر ایران ستایش می‌کنیم و حتا برخی او را تکیه‌گاه هویت خود می‌دانیم .

برخی نیر با انگیزه‌هایی سیاسی و اعتقادی که معمولا ربطی هم به زمانه‌ی کوروش ندارند از او بدشان می آید یا حتا انکارش می‌کنند. گروهی هم هستند که احساس می‌کنند کل ماجرا بیش از حد دستمالی شده است و خود را بی‌تفاوت نشان می‌دهند. در حالی که کوروش به ناگزیر در واقعیت تاریخی شان حضور دارد.

اما اگر از بیشتر ما بپرسند کوروش دقیقا که بود و چه کرد، چیز زیادی برای گفتن نداریم. این که کوروش در چند سالگی کار خود را آغاز کرد و در روزگار او دقیقا چه اتفاقاتی در جریان بودند؟! بیشتر ما نمی دانیم که کوروش چرا و چگونه عمل کرد و ریشه‌های اصلی فکر و قدرت او از کجا سیرآب می‌شدند؟

به زبان ساده ما کوروش را به عنوان یک انسان کمتر می‌شناسیم . ما از کوروش بسیار می‌گوییم ولی از واقعیت‌های زندگی او بسیار کم می‌دانیم! به همین دلیل بود که سال گذشته به فکر ساختن سریالی صورتی از زندگی و زمانه‌ی کوروش افتادم.

این سریال هفت قسمت دارد. مجموعه گفتارهای زندگی و زمانه ی کوروش روایتی مستند درباره ی یکی از مهم ترین دوره های تاریخی ایران است که بر اساس مجموعه ای از بهترین کتاب‌ها تقدیم شما می شود. سعی فراوان شده تا این مجموعه ی صوتی به شکلی جذاب و شنیدنی باشد. امیدوارم به کمک شما دوستان این صدا را به دست آنان که واقعیت‌های تاریخی ایران را دوست دارند برسانیم و ماندگار کنیم.

تمام قسمت های این سریال را می‌توانید با کلیک روی این لینک در سایت شنوتو بشنوید

https://shenoto.com/album/44365?lang=fa

آفتابگران می‌شوی

نویسندگی قبل از این که آن را شروع کنیم رویایی هیجان انگیز است، اما بعد از نوشتن اولین داستان ها و تجربه کردن دنیا آفرینندگی، تبدیل به حیرت و احساس سرگردانی می شود.

انگار ناگهان خود را در جهانی بیابی که از هر طرف تا بی نهایت امتداد یافته است.
اما اگر این حیرت و سرگردانی تو را از پا درنیاورد و به نوشتن روزانه ادامه دهی تبدیل به فرشته ی نجات تو می شود. آن وقت مثل آفتاب گردانی که هر روز به سمت خورشید می چرخد، هر روز می نویسی تا از آن نیرو بگیری و زندگیت را رنگ آمیزی کند.

می‌گویند زندگی همان چیزی ست که تعریفش می‌کنی و با روایتی که از آن می‌سازیم پیش می‌رود.

روایت ما از زندگی هم احساس و کیفیت زمان حال را می‌سازد و هم انتخاب و امکان‌های آینده را شکل می‌دهد. اگر بتوانیم این واقعیت ساده را بپذیریم، می‌توانیم زندگی مان را همان طور که می‌خواهیم روایت کنیم. ولی اگر هوشمندی درک آن را نداشته باشیم به ناگزیر در روایت‌هایی که دیگران به پسند خود ساخته اند زندگی خواهیم کرد و در بهترین حالت فقط می‌توانیم نقشی را که دیگران برای مان نوشته اند خوب یا بد بازی خواهیم کرد.

شاید برای همین است که می‌گویند نوشتن از ما آدمیانی آزاد و قدرتمندتر می‌سازد. #علیرضا_ایرانمهر